الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )
72
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )
12 - چنين جنايتى در اين نواحى روى نداده ( 1 ) « ابن ابى الجسرى » مردى را ديد كه با همسرش زنا مىكند ، او را به قتل رساند . وى را به محكمه قضات آن ديار گسيل داشته ، آنان پاسخش را ندانستند از اين رو معاويه ، ماجرا را به « ابو موسى اشعرى » نگاشت تا ابو موسى مسأله را از امير المؤمنين - عليه السلام - سؤال كند ، و چون پرسيد ، حضرت - عليه السلام - به او فرمود : به خدا سوگند ! چنين جنايتى در اين نواحى روى نداده ، بگو ببينم اين قضيه از كجا به تو رسيده است ؟ ابو موسى گفت : معاويه آن را برايم نوشته است . امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود : اگر قاتل چهار نفر گواه بياورد كه براى او گواهى دهند ، چيزى بر او نيست ، و گرنه بايد ديهء مقتول را به اوليائش بپردازد « 1 » . 13 - اينجا بايست تا على بيايد ( 2 ) مردى نزد عمر آمده و گفت : پيش از آنكه مسلمان شوم زنم را يك بار طلاق دادهام ، و بعد از آن كه مسلمان شدهام نيز دو دفعه . ( حال مىتوانم با او ازدواج كنم و يا محلّل لازم است ؟ ) عمر ساكت ماند . مرد گفت : پس چه مىگوئى ؟ عمر گفت : اينجا بايست تا على بيايد . آن شخص ايستاد تا هنگامى كه امير المؤمنين - عليه السلام - تشريف آورد . عمر به آن مرد رو كرده گفت : حالا مسألهات را از على بپرس . آن حضرت در پاسخ او فرمود : اسلام منهدم مىسازد هر چيزى را كه در حال كفر واقع شده ، تو مىتوانى يك بار ديگر با زنت ازدواج نمايى « 2 » . * * *
--> ( 1 ) - من لا يحضر ، كتاب الديات ، باب النوادر ، حديث 9 . ( 2 ) - مناقب ، سروى ، قضاياه - عليه السلام - فى عهد الثانى ، ج 1 ، ص 495 .